Join for FREE | Take the Tour Lost Password?
Shop deviantART for the
holidays and save BIG!
Click here! :holly:
[x]

deviantART

:love:
 
About Me Member Deviously Deviant smseyyediMale/Iran Recent Activity Deviant for 1 Year
Needs Premium Membership
Statistics 25 Deviations
13 Comments
441 Pageviews

ادامه وا

Wed Sep 3, 2008, 10:59 AM
  • Mood: Stunned
....................................................
تحلیل والا
بر خلاف زیبایی، والایی به دو بخش والای پویا و والای ریاضی تقسیم می‌گردد. آن‌گاه که طبیعت در حکم زیبایی‌شناختی به مثابه قدرتی که هیچ قهری بر ما نداشته باشد، لحاظ شود، والای پویا است؛ اما هنگامی که بزرگی یک پدیده را با مفاهیم عددی بیان می‌کنیم، والای ریاضی است
وقتی انسان در برابر عظمت و شکوهمندی یک کوه با صلابت یا بزرگی و پهناوری یک دریا قرار می‌گیرد، حکم به والایی می‌کند و آن کوه یا دریا را با الفاظی همچون «عظمت»، «شکوهمندی»، «وسعت و پهناوری»، «بزرگی» و واژه‌هایی مانند آن می‌ستاید. در واقع، قوه‌ی خیال انسان نمی‌تواند هر یک از عناصر و اجزای یک پدیده پهناور و بزرگ همچون کوه یا دریا را تحت مفاهیم فاهمه درآورد و درباره آن‌ها حکم زیبایی‌شناختی ارائه دهد؛ بلکه با جمع شدن همه عناصر و اجزای کوه و دریا، در انسان مفهومی فراتر از زیبایی یک گل، همچون عظمت، شکوه، بزرگی، خوفناکی، احساس خردی در برابر یک عظمت ترسناک و امثال آن به وجود می‌آید که این مفاهیم هیچ یک دارای جنبه زیبایی‌شناختی نیستند و از سنخ دیگرند. بنابراین، کانت از این مفاهیم به مفاهیم والا تعبیر می‌کند که نه داخل مفاهیم ذوقی و زیبایی‌شناختی است و نه همانند مفاهیم اخلاقی، بیانگر یک هدف و غایت اخلاقی است.
به عبارت دیگر، قوه خیال از گنجاندن آن‌ها در ذیل مفاهیم و ایده‌های فاهمه عاجز است و ناخودآگاه از مفاهیمی که از جنس دیگر هستند، یا به تعبیر کانت از ایده‌های عقل کمک می‌گیرد. البته کانت این را می‌افزاید که در فرآورده‌های صنعتی، غیر طبیعی و ساخته دست بشر، نظیر ساختمان‌ها، آثار فاخر معماری و یا در اموری که غایت و هدف انسانی، صورت و اندازه آن را تعیین می‌کند و نیز در پدیده‌های طبیعی که حامل غایت مشخصی هستند، همچون حیوانات، حکم به والا صادر نمی‌شود؛ بلکه بحث والایی تنها بر طبیعت عریان و خام که پرداخت بشری در آن صورت نپذیرفته، قابل اطلاق است، آن هم بدون آن که یکی از جنبه‌های زیبایی‌شناختی و یا نوعی جاذبه‌ یا هیجان خاص، حاصل از ترس یا وحشت در آن، مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، مفاهیم والا مانند غول‌پیکر، عظیم، با هیبت و... تنها در اموری از طبیعت استفاده می‌گردد که بخواهیم به بیان و نمایش بزرگی و عظمت بیش از اندازه‌ی آن بپردازیم.
مفاهیم والا در انسان به دو صورت، شکل می‌گیرد: الف;) به صورت مطلق و بدون سنجش با چیز دیگر ابراز می‌گردد و گفته می‌شود که این دریا یا کوه، بزرگ و با هیبت است و به تعبیر کانت، منظور از بزرگی در این‌جا، مطلق بزرگی است، بدون آن که بخواهیم چیزی را با چیز دیگر ارزیابی کنیم. ب;) این‌که یک پدیده را نسبت به چیز دیگر می‌سنجیم و حکم به بزرگی، ‌عظمت و شکوه آن می‌کنیم. در والایی ریاضی، بدون مقایسه میان دو چیز، حکم به بزرگی، عظمت و شکوه می‌شود و می‌گوییم: «این کوه بزرگ است» و منظور از بزرگی، مطلق بزرگی است. به بیان کانت، منظور از «مطلقاً بزرگ» یعنی «چیزی که ماورای هر قیاسی بزرگ است». (16)
در واقع، برای بررسی و محاسبه‌ی مفهوم «بزرگی مطلق» هیچ حداکثر و امر قابل سنجشی – بر خلاف مفهوم زیبایی - وجود ندارد که بنا بر تخمین و محاسبه، مفهوم بزرگی را با آن بسنجیم؛ از این رو چون فاهمه نمی‌تواند مفهوم بزرگی را با چیز دیگر بسنجد، موجب تحقق یافتن ایده‌ی والایی می‌گردد. در محاسبه‌ی ریاضی چون عدد و شمارش حد پایانی ندارد، الفاظی همچون بزرگی مطلق بیانگر حد نهایت یک تصور والا است و از چنان هیجان و حالتی حکایت دارد که در بزرگی یک کوه یا اقیانوس دیده می‌شود و در واقع، مفهوم بزرگی مطلق، جایگزین معنای کمّی اعداد می‌گردد. کانت در این باره می‌گوید: «والا در داوری زیباشناختی درباره کل بی‌کرانی از این گونه، بیش از آن که در بزرگی عدد نهفته باشد، در این واقعیت نهفته است که ما در پیشرفت خود همواره به واحدهای بیش از پیش بزرگ‌تری دست می‌یابیم... قوه متخیله ما را علی رغم بی‌مرزی کاملش و همراه با آن طبیعت را، در قیاس با ایده‌های عقل... به مثابه چیزی ناپدید شونده (کوچک و خرد;) نشان می‌دهد». (17)
همان‌گونه که پیش از این در بیان تفاوت میان حکم زیبایی‌شناختی با حکم والا بیان شد، در حکم به یک امر زیباشناختی، می‌توان از دیگران توقع و انتظار داشت که در حکم به زیبایی یک پدیده در طبیعت، با ما همسو و هم‌رأی باشند، اما در حکم به والایی نمی‌توانیم به سادگی چنین توقعی را داشته باشیم که دیگران هم در حکم به والا با ما هم‌نظر و هماهنگ باشند؛ زیرا کانت معتقد است که فرد برای حکم به والایی در طبیعت، علاوه بر پرورش قوه‌ی حاکمه زیباشناختی، در حد بیشتر، نیازمند پرورش قوای شناختی است. وی در این مورد می‌گوید: «برای حکم کردن درباره این خصلت ممتاز اشیای طبیعی، نه فقط پرورش بسیار بیشتر قوه‌ی حاکمه‌ی زیباشناختی، بلکه همچنین قوای شناخت که در شالوده آن قرار دارند، لازم است.» (18)
از نظر کانت برای حکم کردن به والایی، انسان به قابلیت ذهن و پرورش یافتن آن نیاز دارد تا بتواند آمادگی پذیرش ایده‌های عقل را داشته باشد. افزون بر آن، انسان بدون تکامل ایده‌های اخلاقی، نمی‌تواند پدیده را والا بخواند، بلکه بدون تکامل ایده‌های اخلاقی، حکم او صرفاً از روی وحشت و ترس خواهد بود، نه از روی والایی. برای مثال، یک روستایی با آمدن زلزله یا دیدن یک بهمن در زمستان، به جای آن که به عظمت و شکوه آن توجه کند و حکم به والایی آن بدهد، به دلیل مصبیت‌بار بودن آن‌ها، وحشت می‌کند و به فکر بینوایی و فقر خود می‌افتد. در این حالت نمی‌توانیم بگوییم که او حکم به والایی داده است.
‌از این رو کانت در حکم به والایی میان حکم کسی که از یک کوه وحشت می‌کند با کسی که در موقعیتی قرار دارد که فقط عظمت کوه را می‌بیند و هیچ ترس و وحشتی به او دست نمی‌دهد، فرق قایل است. در واقع، او میان فردی که در معرض ریزش کوه و خطر مرگ قرار دارد و وحشت و ترس، وجود او را فرا می‌گیرد با کسی که با فاصله زیاد و بدون ترس از ریزش کوه، عظمت و شکوه آن را مشاهده می‌کند، تفاوت قایل است و حکم به والا را متعلق به فرد دوم می‌داند که فرد بدون هیجان و یا ترس به عظمت و شکوهِ کوه می‌نگرد. بنابراین حکم به والایی، متعلق به فردی است که عوامل روانی و هیجانات عاطفی همچون وحشت و ترس باعث صدور حکم او نگردد.
با آن که از دیدگاه کانت، حکم به والا نیازمند پرورش قوای شناختی است، ولی مقدم بر آن، حکم به والایی وابسته و منوط به طبیعت انسان است. در واقع حکم به والایی، امری طبیعی و فطری تلقی می‌شود که علاوه بر وجودش در طبیعت انسان، به پرورش عقل هم نیاز دارد؛ به همین جهت وی می‌گوید: حکم به والایی، امری قراردادی و یا صرفاً وابسته به پرورش نیست. در واقع، حکم به والایی شبیه به سخن گفتن در انسان است؛ زیرا سخن گفتن در طبیعت انسان به صورت فطری به ودیعه گذارده شده است، اما برای فعلیت یافتن آن نیازمند آموزش در دوران کودکی هستیم، بر خلاف حیوانات که چون یادگیری زبان در طبیعتشان نهاده نشده و قابلیت فطری این کار را ندارند، به سخن گفتن موفق نمی‌شوند و آموزش هم به آن‌ها کمکی نمی‌کند. از این رو حکم به والایی پیش از آن که نیازمند پرورش باشد، وابسته به طبیعت و فطرت انسان بوده و فطری بودن والایی و یا زیبایی است که سبب می‌شود تا از دیگران انتظار داشته باشیم تا مثل ما به زیبایی یا والایی حکم کنند؛ چنان که به تعبیر کانت، اگر آن‌ها مثل ما حکم به زیبایی یا والایی نکنند و بی‌توجه باشند، آن‌ها را به بی‌ذوقی متهم می‌کنیم و افرادی بی‌احساس می‌خوانیم
. کانت می‌گوید: «همان طور که مردی را که در مقابل عینی طبیعی که ما زیبایش می‌یابیم، بی‌تفاوت بماند به بی‌ذوقی متهم می‌کنیم، درباره کسی نیز که در حضور آن‌چه که ما آن را والا داوری می‌کنیم، بی‌تفاوت بماند، می‌گوییم هیچ احساسی ندارد». (19)
پانوشت:
1. ایمانوئت کانت، نقد قوه حکم، عبدالکریم رشیدیان، چاپ سوم، نشر نی، تهران، س 1381، ص 202.
2. همان، ص 188.
3. گفتنی است که منظور کانت از داوری زیبایی‌شناختی این نیست که احکام زیبایی‌شناختی، همچون احکام در عقل نظری و عقل عملی در بردارنده حکم و داوری معرفتی و شناختی هستند، بلکه داوری‌های زیبایی شناختی، صرفاً داوری و نظردهی ذوقی و برخاسته از حس است.
4. interest.
5. همان، ص 188.
6. همان، ص 102.
7. همان، ص 104.
8. همان، ص 101.
9. همان، ص 156.
10. همان، ص 156.
11. همان، ص 160.
12. همان، ص 158.
13. همان، ص 190.
14. همان، ص 165.
15. همان، ص 188.
16. همان، ص 161.
17. همان، ص 173.
18. همان، ص 184.
19. همان، صص 187 – 186.

deviantID

No deviantID yet.

Devious Info

No devious info yet.

deviantART Community Board

[x]

Fave News

No favourite news yet.

Comments


Hidden by Owner
:iconsiriusjoe:
Thanks a lot for the FAV+ on Rainy day [link]
:-)

--
_______________
Ich bin unterwegs
[link]
:iconsmseyyedi:
Thanks for thanks
I like Rain
Hidden by Owner
Hidden by Owner
:icondesmo100:
:iconangelwingleftplz::icontnx4favplz::iconangelwingrightplz:

--
Jean :sun:
Keep your friends close, but your enemies closer. -- Sun Tzu
My Prints for Sale: [link]
Hidden by Owner
:icon7lem-sha3r:
thank you so much for the :+fav: :hug:

--
[link] ليس للإبداع حدود ..!
:iconsmseyyedi:
وفّقک الله
:sun:

Site Map